تبليغاتX
F.A.R.Y.A.D.E . . . . . . . B.I.S.E.D.A -

F.A.R.Y.A.D.E . . . . . . . B.I.S.E.D.A

                                                 سنگتراش

روزي ، سنگتراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت مي كرد ، از نزديكي خانه بازرگاني رد مي شد . در باز بود و او خانه مجلل ، باغ و نوكران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت : اين بازرگان چقدر قدرتمند است و آرزو كرد كه مانند بازرگان باشد .

در يك لحظه ، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد . تا مدت ها فكر مي كرد كه از همه قدرتمندتر است . تا اين كه يك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد ، او ديد كه همه مردم به حاكم احترام مي گذارند حتي بازرگانان .

مرد با خودش فكر كرد : كاش من هم يك حاكم بودم ، آن وقت از همه قويتر مي شدم !

در همان لحظه ، او تبديل به حاكم مقتدر شهر شد . در حالي كه روي تخت رواني نشسته بود ، مردم همه به او تعظيم مي كردند . احساس كرد كه نور خورشيد او را مي آزارد و با خودش فكر كرد كه خورشيد چقدر قدرتمند است .

او آرزو كرد كه خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي كرد كه به زمين بتابد و آن را گرم كند .

پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت . پس با خود انديشيد كه نيروي ابر از خورشيد بيشتر است ، و تبديل به ابري بزرگ شد .

كمي نگذشته بود كه بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد . اين بار آرزو كرد كه باد شود و تبديل به باد شد .

ولي وقتي به نزديكي صخره سنگي رسيد ، ديگر قدرت تكان دادن صخره را نداشت . با خود گفت كه قويترين چيز در دنيا ، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد .

همانطور كه با غرور ايستاده بود ، ناگهان صدايي شنيد و احساس كرد كه دارد خرد مي شود . نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد كه با چكش و قلم به جان او افتاده است ... !!!

 

 

+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386 2:19 توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را ، خاطره را ، زبر باران باید برد
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت
دوست را ، زیر باران باید دید
عشق را ، زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیزی نوشت ، حرفی زد ، نیلوفر کاشت
هر کجا هستم ، باشم
آسمان مال من است
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386



پیوندها

عشق و تنهائي
علاج دل داروي درد
سكوت شب
من و خانومي
خاطرات دانشگاه
فريبا جون
راز سكوت
دل شكسته
گلبرگ
مهمان مني به آب
پياده
خانه نيلوفري
بارون بهاري
عاشقانه هاي يك دختر تنها
پريا
شاهين
نيان كوچولو
شقايق
قلب يخي
ستاره
english كيارش
بيدل
وجيهه
من و مامان و امرسان
سكه عشق
احمد حيدري
آرزو
سانياس
لاريسا
داميين
فنچ
بي كس
الله رمز وجودي من
خسته از زندگي
باران
مريم
محبت
مرد تنها
ندا
لي لي پوت
چشمان روباه
اليكا
سميه جون
دختر اهورائي
شيوولي
(شباهنگ)ترجمه ترانه هاي انگليسي
براي دلم
شب تاب
گندم
اشرف دختر باران
دلتنگيها
بهناز
(غمهاي زندگي) غزل
شبگرد كوچه باغ ترانه (مريم)
بهار - سروناز
تنهاترين تنها
(فانوس تنهائي) ناهيد
رئيس وبلاگ(علي)
ساغر(نقاشي)
مينا در غربت
پسر آفتاب
تارا
مهرداد رحماني
طلوع گل ياس
كلبه عشق
حسين فاطمي
آقاهه
جنانه
ستازه
نيمه شب
ناديا
كلبه ويران شده عشق
پاتريس آنلاين
دنياي حقوقي من
بارون پائيزي (شيوا‌)
ناگفته هاي دل ( ساحل اميد )
يار دبستاني
آريان
شب نامه ها ( محسن )
روزگار جواني
پس كوچه هاي ذهن من ( علي )
آموزش زبان انگليسي
نيمه شب
دوست خوبم
جوك و اس ام اس
نا رفيق
پري دريائي
هكر
آرش
ئاسو
فرزانه جونم
یوسف قلیچ پور
شب تاب
میم _ عاشق
معصوم جون
عسل جونم
ندا
دلواپس


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS