اميدم ... بهترينم ... عزيز ! ... مي خواهم به تو بگويم
انچنان همچو باران بر دل درياييت ببارم و ناب گردانم كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو دريا موج زنم بر دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو صدفي تو را كه حكم مرواريد برايم داري در بر بگيرم كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان خانه اي بنا كنم در كنج دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان پرسه زنم در حال و هوايت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو اسمان روشن كنم خانه ي دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو خورشيد درخشان كنم وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو مهتاب تابان كنم رويت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو سيمرغ پرواز كنم در روحت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو گل بشكفم در باغچه ي دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو خنده شادمان كنم دلت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو خاك ارام گيرم زير پايت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو شمع ذوب شوم به پايت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو پروانه طواف كنم گرد وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو فرهاد زيرورو كنم بيستون در راهت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان همچو مجنون گردم عاشق وجودت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان جانم را گردانم 1000 بار فدايت كه بداني چقدر دوستت دارم
انچنان بيان كنم ان جمله را كه بداني چقدر دوستت دارم
و گويم گر 1000 بار هم بميرم باز مي گويم دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
+
نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386 2:17 توسط باران
|